چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۶
اسباب‌بازی جدید مارک زاکربرگ یک انگل دیجیتال است

میوز، دستیار هوش مصنوعی شرکت متا، قرار است کارهای روزمره را برایمان آسان‌تر کند؛ اما دسترسی گسترده این ابزار به اطلاعات شخصی، پیام‌ها و روابط کاربران، نگرانی‌هایی جدی درباره حریم خصوصی و وابستگی به هوش مصنوعی به وجود آورده است.

به گزارش خبرنگار تازه های اقتصاد، تصور کنید هوش مصنوعی‌ای داشته باشید که برایتان خرید کند، هتل رزرو کند، با شرکت بیمه تماس بگیرد، پیام‌هایتان را مدیریت کند و حتی برای برنامه‌های خانوادگی‌تان هم تصمیم بگیرد؛ ابزاری که همیشه در دسترس است و می تواند بخشی از کارهای وقت‌گیر زندگی را از دوشتان بردارد.

در نگاه اول، چنین چیزی بیشتر شبیه یک رؤیاست اما شرکت متا، مالک فیس‌بوک و اینستاگرام، با دستیار هوش مصنوعی جدیدش به نام «میوز» (Muse) دقیقاً همین وعده را می‌دهد.

میوز با ظاهری فانتزی و موجودی سفید و پشمالو که در تبلیغاتش دیده می‌شود، قرار است به بخشی از زندگی روزمره کاربران تبدیل شود. «پیام متا هم روشن است: میلیون‌ها نفر از این ابزار استفاده می‌کنند،شما هم می‌توانید کارهای روزمره‌تان را به آن بسپارید.»

پشت این تصویر جذاب، یک سؤال مهم وجود دارد؛ برای اینکه چنین دستیار هوشمندی که بتواند همه کارهای ما را انجام دهد، باید چقدر از زندگی‌مان را در اختیارش بگذاریم؟

میوز قرار است چه کارهایی برایمان انجام دهد؟

بر اساس گزارشی که در اکتبر 2026 توسط یاهو فایننس منتشر شد، این اپلیکیشن از زمان عرضه ابتدای سپتامبر تا کنون دست‌کم پنج میلیون بار دانلود شده و هر هفته سه میلیون کاربر فعال هم‌زمان داشته است.

متا می‌گوید این دستیار برای آن طراحی شده که با انجام کارهای تکراری و وقت‌گیر، زمان بیشتری را در اختیار کاربران قرار می دهد، بررسی‌های منتشرشده نشان می‌دهد که میوز در انجام برخی وظایف روزمره توانایی قابل‌توجهی دارد.به عنوان مثال، می‌تواند با شرکت بیمه تماس بگیرد و به‌جای شما پشت خط منتظر بماند، مواد غذایی سفارش دهد، هتل رزرو کند یا اشتراک‌های مختلف را مدیریت کند. حتی می‌توان بخشی از برنامه‌ریزی‌های شخصی را هم به آن سپرد؛ از خرید بلیت هواپیما گرفته تا یادآوری زمانی برای کتاب خواندن با فرزندان پیش از خواب.

به زبان ساده، میوز می‌خواهد همان دستیاری باشد که همیشه در کنار شماست و لازم نیست برای انجام هر کار کوچکی جداگانه سراغش بروید. اگرچه چنین قابلیتی می‌تواند کاربردی باشد اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این دستیار برای انجام کارهای بیشتر، به اطلاعات بیشتری از زندگی شخصی ما نیاز پیدا می‌کند.

هزینه واقعی استفاده از یک دستیار رایگان چیست؟

برای اینکه میوز بتواند کارهای مختلف را به‌جای کاربر انجام دهد، به دسترسی‌های گسترده‌ای نیاز دارد؛ دسترسی‌هایی که ممکن است از اطلاعات حساب‌های کاربری و بانکی فراتر برود و پیام‌ها، تقویم شخصی و فهرست مخاطبان را هم دربر بگیرد. وب‌سایت فناوری ZDNET در گزارشی درباره این ابزار، به گستردگی اطلاعات موردنیاز آن اشاره کرده است؛ موضوعی که پرسش‌هایی جدی درباره امنیت داده‌های شخصی ایجاد می‌کند.

هرچه هوش مصنوعی شناخت بیشتری از ما داشته باشد، بهتر می‌تواند نیازها و ترجیحاتمان را پیش‌بینی کند. اما همین ویژگی، روی دیگر ماجرا هم هست: اطلاعات بیشتری از عادت‌ها، روابط، برنامه‌ها و تصمیم‌های ما در اختیار یک شرکت فناوری قرار می‌گیرد.

این مسئله فقط به احتمال افشای اطلاعات محدود نمی‌شود بلکه وابستگی بیش از حد به چنین ابزارهایی هم می‌تواند به‌تدریج نحوه تصمیم‌گیری و حتی شیوه فکر کردن ما را تغییر دهد. خبرنگار فناوری نیویورک‌تایمز، در گفت‌وگویی با پادکست «دِ دیلی» ، تجربه‌اش از استفاده از میوز را این‌طور توصیف کرد:«در نهایت، برای انجام همه کارها به آن متکی شدم. به‌جای اینکه خودم فکر کنم، اولین واکنشم این بود که سراغ میوز بروم و از آن سؤال کنم.»

او در ادامه گفت احساس می‌کرد تمام توانایی شناختی خود را به این ابزار واگذار کرده است؛ تجربه‌ای که برایش نگران‌کننده بود و این حس را به وجود آورده بود که میوز در حال تسلط بر ذهنش است.

این تجربه یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند؛ اگر به‌تدریج عادت کنیم به‌جای فکر کردن، تصمیم گرفتن و حل مسئله، همه‌چیز را از یک دستیار هوش مصنوعی بخواهیم، در نهایت چه بخشی از استقلال فکری خود را از دست خواهیم داد؟

وقتی اطلاعات ما به سرمایه شرکت‌های فناوری تبدیل می‌شود

نگرانی درباره میوز را نمی‌توان جدا از مدل کسب‌وکار متا بررسی کرد. بخش عمده درآمد این شرکت از تبلیغات تأمین می‌شود؛ بازاری که در آن شناخت رفتار، علایق و ترجیحات کاربران اهمیت زیادی دارد به همین دلیل، رایگان بودن یک ابزار هوش مصنوعی لزوماً به این معنا نیست که استفاده از آن هیچ هزینه‌ای ندارد. گاهی هزینه اصلی، پولی نیست که پرداخت می‌کنیم؛ بلکه اطلاعاتی است که در اختیار سرویس قرار می‌دهیم.

داگلاس راشکوف، نظریه‌پرداز رسانه و ستون‌نویس سی‌ان‌ان، بیش از یک دهه پیش در سال ۲۰۱۳ درباره فیس‌بوک نوشته بود که مشتریان اصلی این پلتفرم، تبلیغ‌کنندگانی هستند که می‌خواهند به کاربران دسترسی پیدا کنند و بر آن‌ها تأثیر بگذارند. از نگاه او، کاربران نه‌تنها محصول این کسب‌وکار، بلکه بخشی از نیروی کاری هستند که با فعالیت روزمره خود به تولید اطلاعات ارزشمند کمک می‌کنند.

منطق این دیدگاه ساده است، هر بار که در یک پلتفرم جست‌وجو می‌کنیم، مطلبی را می‌خوانیم، پیامی می‌فرستیم یا به محتوایی واکنش نشان می‌دهیم، اطلاعاتی درباره رفتار و علایق خود تولید می‌کنیم.

حالا تصور کنید همین الگو با دستیار هوش مصنوعی‌ای ترکیب شود که از برنامه‌های روزانه، روابط خانوادگی، خریدها، مکاتبات و ترجیحات شخصی ما هم خبر دارد. در چنین شرایطی، مسئله دیگر صرفاً استفاده از یک اپلیکیشن نیست؛ موضوع به میزان شناخت یک شرکت از زندگی خصوصی ما مربوط می‌شود.

البته این به معنای اثبات استفاده تبلیغاتی متا از تمام اطلاعات میوز نیست. شرکت می‌گوید داده‌ها و گفت‌وگوهای کاربران با سامانه تبلیغاتی آن به اشتراک گذاشته نمی‌شوند. بااین‌حال، گستردگی دسترسی‌های این ابزار به‌خودی‌خود اهمیت بررسی دقیق سیاست‌های حفظ حریم خصوصی را نشان می‌دهد.

آیا میوز می‌خواهد روابط شخصی ما را هم بشناسد؟

نگرانی‌ها فقط به اطلاعات بانکی یا پیام‌های خصوصی محدود نمی‌شوند. موضوع حساس‌تر، اطلاعاتی است که از کنار هم قرار گرفتن داده‌های مختلف درباره زندگی اجتماعی ما به دست می‌آید.

سازمان پژوهشی فناوری «فیوچر سوسایتی» اخیراً مجموعه‌ای از دستورهای ورودی میوز را منتشر کرده که به گفته این سازمان، ظاهراً نشان می‌دهد این ابزار به‌صورت دوره‌ای روابط کاربران را بررسی می‌کند و با استفاده از عکس‌ها و پیام‌ها، درباره افراد حاضر در زندگی آن‌ها پروفایل‌هایی می‌سازد.

در گزارشی که وب وایر منتشر کرد کاران جوشی، پژوهشگر مستقل حوزه هوش مصنوعی و ایمنی، گفت:«برداشت او از این دستورها آن است که سازندگان می‌خواهند میوز روابط کاربران با افراد واقعی را درک کند.او این رویکرد را نگران‌کننده توصیف کرد و گفت به نظر می‌رسد هدف، شناخت کاربران در حد شناخت یک دوست باشد.»

از یک طرف، چنین قابلیتی می‌تواند به دستیار کمک کند افراد و موقعیت‌ها را بهتر به خاطر بسپارد. مثلاً تشخیص دهد فردی که پیام داده، همان تعمیرکاری است که قبلاً برای انجام کاری به خانه دعوت کرده‌اید. از طرف دیگر، همین توانایی می‌تواند به معنای شکل‌گیری تصویری بسیار دقیق از روابط و زندگی خصوصی شما باشد.

در چنین شرایط این پرسش وجود دارد؛«مرز میان یک دستیار مفید و ابزاری که بیش از حد درباره ما می‌داند، کجاست؟»

پاسخ متا: بدون شناخت شما، دستیار نمی‌تواند مفید باشد

متا در واکنش به این انتقادها می‌گوید دستیارهای هوشمند برای انجام درست وظایفشان به اطلاعات زمینه‌ای نیاز دارند.

امیل وازکز، سخنگوی این شرکت، در بیانیه‌ای به وب‌سایت SFGATE توضیح داد که میوز اطلاعات موردنیاز را از منابع عمومی و داده‌هایی به دست می‌آورد که کاربران خودشان انتخاب کرده‌اند با آن به اشتراک بگذارند.به گفته او، این اطلاعات به میوز کمک می‌کنند جزئیاتی مانند هویت فردی که صورت‌حساب فرستاده یا گل‌های موردعلاقه همسر کاربر را به خاطر بسپارد.

شرکت همچنین اعلام کرده است که میوز پیش از انجام خرید یا ارسال ایمیل از کاربر تأیید می‌گیرد و مکالمات کاربران را با سامانه تبلیغاتی متا به اشتراک نمی‌گذارد.

این توضیحات، دست‌کم در سطح ادعاهای شرکت، نشان می‌دهد متا دسترسی به اطلاعات را بخشی از سازوکار ضروری یک دستیار هوشمند می‌داند. بااین‌حال، مسئله مهم فقط این نیست که شرکت چه وعده‌ای می‌دهد؛ بلکه این است که ابزار در عمل چگونه رفتار می‌کند و کاربران تا چه اندازه بر دسترسی‌ها و اقدامات آن کنترل دارند.

گزارش‌هایی از دسترسی بدون اجازه

چند گزارش منتشرشده در ماه سپتامبر، نگرانی‌ها درباره عملکرد میوز را بیشتر کرد.

یکی از منتقدان محصولات فناوری مدعی شد این دستیار در پلتفرم مارکت‌پلیس پیشنهادهای خرید بسیار پایین را پذیرفته و نشانی منزل او را در اختیار فردی ناشناس گذاشته است. به گفته او، زمانی از این اتفاق باخبر شد که خریدار به محل مراجعه کرده و پس از آن نظر منفی ثبت کرده بود.

این منتقد بعداً توضیح داد که به میوز اجازه داده بود حساب او را در مارکت‌پلیس مدیریت کند، اما تصورش این بود که دستیار پیش از نهایی کردن معاملات همچنان به تأیید او نیاز خواهد داشت.

جیسون ایتن، ستون‌نویس فناوری مجله اینک، نیز مدعی شد که میوز بدون اجازه او به پیام‌های خصوصی میان وی و یکی از همکارانش دسترسی پیدا کرده است. او می‌گفت به خاطر دارد که دسترسی به این پیام‌ها را صراحتاً رد کرده بود.وقتی از دستیار پرسید چگونه به این مکاتبات دسترسی پیدا کرده، میوز اعلام کرد که از علت آن اطلاعی ندارد.

ایتن سپس متوجه شد پیام‌های بیشتری نیز بدون اطلاع او با این ابزار همگام‌سازی شده‌اند. به گفته او، میوز حتی شروع به پیشنهاد دادن ایده‌هایی برای مقاله‌هایش کرده بود؛ درحالی‌که چنین درخواستی مطرح نکرده بود.این گزارش‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که میوز در همه شرایط یا برای همه کاربران چنین رفتاری دارد. اما نشان می‌دهند که در ابزارهایی با دسترسی گسترده، فاصله میان مجوزی که کاربر تصور می‌کند داده و کاری که سامانه واقعاً انجام می‌دهد، می‌تواند به مسئله‌ای جدی تبدیل شود.

وقتی یک دستیار هوش مصنوعی می‌تواند به پیام‌ها، اطلاعات شخصی و حساب‌های مختلف دسترسی داشته باشد، صرفاً اعلام اینکه کاربر کنترل امور را در اختیار دارد کافی نیست. باید روشن باشد که این کنترل چگونه اعمال می‌شود، دسترسی‌ها چطور محدود می‌شوند و در صورت بروز خطا چه اتفاقی می‌افتد.

آیا واقعاً باید همه‌چیز را به هوش مصنوعی بسپاریم؟

جذابیت ابزارهایی مانند میوز قابل انکار نیست. در دنیایی که بسیاری از ما با انبوهی از کارهای روزمره، پیام‌ها، قرارها و مسئولیت‌های شخصی روبه‌رو هستیم، دستیار هوشمندی که بخشی از این بار را بر دوش بگیرد، می‌تواند بسیار مفید باشد.اما هرچه کارهای بیشتری را به یک ابزار می‌سپاریم، دسترسی بیشتری هم به آن می‌دهیم. اینجاست که باید درباره میزان اطلاعاتی که به اشتراک می‌گذاریم و حدود اختیاراتی که برایش تعیین می‌کنیم، با دقت بیشتری تصمیم بگیریم.قرار نیست هر فناوری جدیدی را صرفاً به دلیل نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی کنار بگذاریم. همان‌طور که نباید تنها به‌خاطر ظاهر جذاب، امکانات فراوان یا رایگان بودن یک سرویس، تمام اطلاعات زندگی خود را در اختیارش قرار دهیم.

مارک زاکربرگ و شرکت متا می‌خواهند میوز را به دستیار همیشگی کاربران تبدیل کنند؛ ابزاری که از عادت‌ها و ترجیحات ما باخبر است و می‌تواند بسیاری از کارها را بدون دخالت مستقیم ما انجام دهد. اما پیش از سپردن چنین نقشی به یک سامانه هوش مصنوعی، باید یک سؤال ساده را از خودمان بپرسیم: آیا راحتی بیشتر، ارزش دسترسی گسترده‌تر به زندگی خصوصی‌مان را دارد.

پاسخ این سؤال برای همه یکسان نیست. اما یک نکته روشن است، هرچه دستیارهای هوش مصنوعی بیشتر وارد زندگی شخصی ما می‌شوند، اهمیت آگاهی از نحوه دسترسی، استفاده و نگهداری اطلاعاتمان هم بیشتر می‌شود.

در نهایت، مسئله فقط میوز نیست. مسئله آینده‌ای است که در آن ممکن است برای صرفه‌جویی در چند دقیقه وقت، به ابزارهایی اجازه دهیم ما را بهتر از آنچه تصور می‌کنیم بشناسند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha